یادداشت ها

یادداشت ویِژه‌نامه روزنامه ایران

ایران، آیینه‌ای رو به ایران

 میان روزنامه‌های کشور زیبا‌ترین نام را دارد. ایران تنها یک نام نیست. راز‌ها و رویاهای بسیاری در این کلمه پنج حرفی نهفته است. این کلمه پنج حرفی دربرگیرنده صداهای گوناگون و زیبایی‌های خیره کننده است. ایران را بدون این گوناگونی نمی‌توان به درستی شناخت. حذف هر وجه از این تنوع، حذف بخشی از زیبایی‌های این کشور است.

روزنامه ایران نیز باید این تنوع را نمایندگی کند و آینه‌ای رو به روی همه ایران و ایرانیان باشد. بخشی از ایران جاذبه‌های گردشگری و میراث ارزشمند فرهنگی آن است و بخشی دیگر مسایل و مشکلات امروزِ جامعه است. روزنامه ایران می‌تواند تصویری از ایران نشان بدهد که همزمان هم شکوه و اعتبار امروز و دیروزمان را احساس کنیم و هم مسایل و مشکلاتی را که درگیر آن هستیم، بشناسیم و برای اصلاح آن ها بکوشیم.

روزنامه ایران روزنامه دولت ایران است. روزنامه دولتی در یک معنا شاید ارگان رسمی دولت تلقی شود و به تریبونی برای انعکاس نظرات و دیدگاه‌های دولت و دولتمردان، تبدیل شود، اما به گونه‌ای دیگر هم می‌توان آن را تعبیر کرد. روزنامه دولت را می‌توان به نهادی برای گفت‌و‌گو درباره دولت تعبیر کرد.

بخشی از وظیفه‌ "ایران" این است که زبان گویای دولت باشد، اما دولت بی‌نیاز از مردم نیست. هیچ دولتی با حذف صدای مردم موفق نمی‌شود. این روزنامه همزمان که زبان دولت است، می‌تواند چشم و گوش دولت هم باشد، گوش شنوا و چشم بینای دولت باشد.

آینه‌ای باشد رو به روی همه صداهایی که زیر نام ایران به گوش می‌رسند و این صدا‌ها را به دولت منتقل کند. شاید برخی از مدیران انتقاد در رسانه‌های مخالف خود را آلوده به اغراض سیاسی تعبیرکنند، اما در روزنامه ایران می‌توان بدون هیچ غرض سیاسی و مخالفتی انتقاد‌ها و دیدگاه‌ها را در کنار دیدگاه‌های دولتمردان و به شکلی متوازن طرح کرد.

این روزنامه می تواند نوعی اطلاع رسانی دو سویه باشد. هم خواسته ها و مطالبات و ارزیابی های مردم را نسبت به فعالیت های دولت در اختیار مدیران اجرایی قرار دهد و هم آخرین مواضع و دیدگاه های مدیران را به گوش مردم برساند.

طرح همزمان صدای مردم و مدیران، به تفاهم بیش تر و اعتماد متقابل میان مردم و دولت منجر می شود و به دولت امکان می دهد، فعالیت های خود را مطابق خواسته مردم، اصلاح کند.تجربه ۲۰ ساله انتشار روزنامه خود بر درستی این نکته گواهی می‌دهد. در طول انتشارِ روزنامه ایران سه دوره را می‌توانیم از هم تفکیک کنیم؛ دوره نخست دوره تاسیس است. اندکی پس از تاسیس روزنامه همشهری که اولین روزنامه رنگی بود، روزنامه ایران به عنوان دومین روزنامه رنگی تاسیس شد. دوره دوم انتشار روزنامه دوره پس از تحولات سیاسی و اجتماعی خرداد ۱۳۷۶ بود.

روزنامه در این دوره با اینکه ارگان دولت بود، اما سیاست‌های نسبتا مستقلی داشت. دوره سوم که هشت سال گذشته را شامل می‌شود. روزنامه به یک بولتن خبری دولتی تقلیل داده شده و به ابزار دعواهای جناحی تبدیل شده بود.  ایران در هشت سال گذشته، به تریبون یک سویه دولت تبدیل شده بود  و مدافع تمام و کمال همه فعالیت های دولت بود و هیچ نقدی بر فعالیت های دولت را برنمی تابید.

اگر دولت در آن روزگار به قصد اصلاح وضعیت خود، امکان نقد را از طریق این روزنامه ها و روزنامه های دیگر فراهم می کرد، امروز در قضاوت عمومی کم تر مشکل پیدا می کرد، زیرا بخشی از آن اشکالات قابل شناسایی و حل و فصل بودند.

متاسفانه در آن دوره نه تنها چنین نبود که روزنامه ای با سابقۀ وزانت و اعتبار به روزنامه ای حاشیه پرداز و شبهه زرد تبدیل شده بود که از هر فرصتی برای تبلیغ مستقیم دولتمردان استفاده می کرد و حتی گاهی از تصویر چهره های شناخته شده بین مردم نیز استفاده ابزاری می کرد.به هر حال آن دوران گذشته و اکنون دوره دیگری آغاز شده است.

روزنامه ایران با توجه به وابستگی اش به سیاست‌های دولتی، نشانه خوبی برای بررسی نگاه دولتی به حوزه‌های مختلف است. این روزنامه مانند دماسنج عمل می‌کند. اگر اوضاع و احوال کشور خوب باشد، اوضاع و احوال این روزنامه هم خوب خواهدشد.

روزنامه ایران در سال‌های گذشته فراز و نشیب زیادی داشته است. این فراز و نشیب را از شمارگان و میزان استقبال مردم از آن و تاثیرگذاری اش در فضای رسانه‌ای و عمومی کشور می‌توان دریافت، اما به نظرم بهترین دوران روزنامه ایران دوره‌هایی است که در آن روزنامه همزمان که زبان گویای دولت بوده، چشم بینا و گوش شنوای دولت نیز بوده و به محملی برای گفت‌و‌گو درباره فعالیت‌های دولت تبدیل شده بود. 

هردستگاه دولتی احتمالا انتظاراتی درباره سازمانش از روزنامه ایران دارد. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز از این قاعده مستثنا نیست. مدیران این سازمان ضمن اعلام آمادگی برای شنیدن پیشنهاد‌ها، انتقاد‌ها و دیدگاه‌های مردم و کار‌شناسان و متخصصان درباره فعالیت‌های خود، از آن روزنامه انتظار نداریم که به انعکاس فعالیت‌های ما توجه بیش تری داشته باشند، بلکه انتظار داریم به ایران و زیبایی‌هایش توجه بیش تری داشته باشند.

ایران را چنان که هست، با همه تنوع و زیبایی‌ها و میراث تاریخی ملموس و غیرملموسش در قالب‌هایی جذاب برای مخاطبان داخلی و اگر امکان داشت برای مخاطبان خارجی معرفی کنند.روزنامه ایران و هر روزنامه ای می تواند موافق یا مخالف مدیریت این یا آن فرد در سازمان باشد، اما میراث فرهنگی و صنایع دستی ایران مال همه ماست و همه برای بهبود وضعیت آن ها تلاش  کنیم. صنایع دستی ایران همزمان که نمادهایی به جا مانده از پدران و مادران مان هست، به عنوان تولید و آفرینش گروهی از هموطنان هم، ارزش فرهنگی دارد و هم ارزش اقتصادی.

تشویق مردم به مصرف صنایع دستی ساخته دست هنرمندان برجسته ایرانی به جای کالاهای کم ارزش خارجی یکی از کارهایی است که در روزنامه می توان انجام داد. میراث فرهنگی شناسنامه همه ماست. یادگارهای ارزشمند گذشتگان ما و حفظ و نگهداری آن بر عهده ماست. روزنامه ایران می تواند بازوی فرهنگی حافظان و پشتیبانان و نگهبانان میراث فرهنگی کشور باشد.

ایران زیبایی ها و جاذبه های بی نظیر تاریخی و طبیعی دارد و می تواند مقصد گردشگران جهانی باشد. هر روزنامه ای و از جمله روزنامه ایران می تواند با برداشتن گام هایی کوچک برای معرفی این جاذبه ها و آموزش های عمومی در برخورد با گردشگران به رونق اقتصادی کشور کمک کند.ما انتظار نداریم، روزنامه ایران و مطبوعات دیگر پوشش دهنده فعالیت های ما باشند. آنان می توانند با پیشنهادات و انتقادهای راهگشا و سازنده شان  و با یادآوری نقاط ضعف و قوتمان ما را در حفظ میراث فرهنگی، ترویج صنایع دستی و توسعه گردشگری ایران یاری دهند.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۱۱/۰۳