اخبار

گزیده ای از سخنرانی دکتر نجفی در چهاردهمین کنفرانس بین المللی مدیریت

 

  • در اداره کشور و حتی سایر امور مربوط به روابط اجتماعی و حتی خانوادگی اشکالات و ایرادات زیادی وجود دارد که برخی به ناهنجاریهای جدّی فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است و این مسایل قطعاً بر نظامها و شیوه های مدیریتی سازمانها نیز تاثیر مخرّب دارد.
  • در امور مرتبط با موضوع مدیریت، هنوز هم با مجموعه ای از سوالات، ابهامات و چالشها مواجه ایم که برخی به موضوع مدیریت به عنوان یک علم بر می گردد و برخی به موضوع فرهنگ و نظامهای مدیریتی که در طول این سالها بر سازمانهای ما ( اعم از دولتی، شبه دولتی و خصوصی ) حاکم گشته است.
  • روشن است که در این وقت بسیار محدود فرصت شرح تفضیلی موارد وجود ندارد ( البته شاید نیازی هم نباشد چون گفته اند " العاقلُ یکفیه الاشاره " ) از طرفی هم به چرایی بروز این نارسایی ها و ظهور این مشکلات نخواهم پرداخت و همچنین متعرّض چگونگی دستیابی به راه حلّها و تفوّق بر این چالشها نخواهم شد.
  • مبحث " دانش مدیریت " به مثابه یک علم و رشته دانشگاهی، به نظر می رسد که ما تکلیفمان در قبال این رشته از دانش بشری خیلی روشن نیست و هنوز هم نسبت آن را با " علوم انسانی " و یا "  علوم انسانی اسلامی "  مشخص نکرده ایم. در واقع ما فاقد یک تعریف و یا یک مدل روشن از "  مکتب مدیریت ایرانی " هستیم. این نظام با توجه به ویژگی ها و خصوصیات و نقاط اشتراک با سایر مکاتب مدیریتی مورد بحث قرار نگرفته است و فاقد یک برند خاص می باشد.
  • شاید یکی از اصلی ترین علل این نقص، فقدان مطالعات وسیع و جدّی در ارتباط با فلسفه مدیریت و نسبت آن با علوم انسانی و اسلامی است. به هر حال این یک بحث نظری است که باید در جای خود به آن پرداخته شود.
  • در مورد چالش ها و اشکالات نظامهای مدیریتی در کشور، برخی موارد به یک سنّت یا فرهنگ تبدیل شده است که این موارد گریبانگیر هر سه بخش مدیریت کشور ( دولتی، شبه دولتی، خصوصی ) است، که در این خصوص می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1-    خویشاوند گرایی یا خویشاوند سالاری در سیستم مدیریت کشور :

در دنیا هم تحت عنوان " nepocism " در حال تحقیق و بررسی است. توجیهاتی هم برای این مهم آورده می شود که مثلاً یک مدیر تراز بالای یک سازمان باید افراد مورد وثوق و قابل اعتمادی را در کنار خود داشته باشد ( برادر، داماد، فرزند، ... ) در مواردی همین موضوع خود جاذبه ای برای بدست آوردن پستهای مدیریتی در کشور است که در سایه آن تعدادی از خویشاوندان و دوستان را بتوان صرف نظر از صلاحیت آنها، بکار گماشت و ... .

2-    پارتی بازی :

متاسفانه هم توسط مردم و هم توسط مدیران، به یک اصل در اداره  کشور تبدیل شده است. هر کس در هر بخش و یا دستگاهی کاری داشته باشد، درصدد یافتن یک پارتی یا واسطه است ... .

3-    نبود سیستم گسترده و جامع تربیت مدیران حرفه ای در کشور :

البته برخی دستگاهها و نهادهای کوچک کم و بیش وظائف و ماموریت هایی را در این قسمت بر عهده دارند، ولی یک سیستم فراگیر و موثر تربیت مدیر در سطح ملّی که بتواند از یک طرف نیازها و اقتضائات  روز جامعه را در این بخش مدّ نظر قرار دهد و از سوی دیگر از دستاوردهای بین المللی بهره بگیرد وجود ندارد. سیستم های آموزش ضمن خدمت هم اکثراً فاقد کارآیی و اثر بخشی لازم اند ... .

4-    نبود نظام ارتقاء مدیریتی در کشور :

بدین صورت که افراد بطور طبیعی و براساس صلاحیت ها، توانایی ها و تلاشهای خود، مراحل مدیریتی را طی کنند.  متاسفانه اگر کسی 30 سال هم در یک محل به خوبی ایفای وظیفه کند، باز هم سیستم به فکر ارتقاء او نخواهد افتاد ... .

5-    فقد سیستم ارزیابی دقیق از مدیران :

بطور اخص کانونهای ارزیابی مستقل و حرفه ای که در سایر کشورها نمونه های موفّق زیادی دارد. طبعاً در فقد سیستم ارزیابی، سیستم تشویق و تنبیه حرفه ای نیز وجود نخواهد داشت ... .

6-     نبود بانک اطلاعات مدیران :

با توجه به نبود بانک اطلاعاتی، سوابق و عملکرد مدیران در دستگاهها ثبت نمی گردد، به همین خاطر مدیری که در دستگاهی لطمات زیادی وارد کرده است ، پس از مدتی در دستگاهی دیگر به پست مهمتری گمارده می شود ... . 

  • مشکلات و مصایبی که مدیران کشور تقریباً در همه سازمانها و حتّی بنگاهها و موسسات بخش خصوصی با آنها رو برو هستند هم کم نیست، که میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

1-    وجود نیروی انسانی متورّم، بی انگیزگی یا کم انگیزگی نیروی انسانی، نیروی ناکارآمد و ضعیف از نظر حرفه ای و مهارتی و ... ، که متاسفانه این مشکل سالهاست گریبانگیر سیستم مدیریت می باشد و با توجه به آماری که ارائه می شود بسیار نگران کننده است .این معضل در طول عمر 8 ساله دولت های نهم و دهم به شدت افزایش یافت بطوریکه به صورت دفعی، نیروی انسانی معمولاً فاقد صلاحیت تخصصی و حرفه ای به سازمان ها و موسسات مختلف افزوده شد و ... .

2-    عدم حمایت از مدیران در سلسله مراتب مدیریتی : این عامل باعث ضعف اعتماد به نفس در اتخاذ تصمیمات کلیدی و مهم است که موجب شده در خیلی از موارد تصمیمی گرفته نشود و سازمان مربوطه مدتّها در یک حالت بلاتکلیفی رها شود و ... .

  • مواردی که اعلام شد بخشی از مهمترین چالشهای نظام های مدیریتی کشور است و البته موارد دیگری را نیز می توان بر این موضوعات افزود که برخی اهمیتی در حد همین مطالب دارند و ... .
  • از نظر بنده یکی از تنگناهای اصلی رشد و توسعه در کشور، پایین بودن بهره وری  است که این امر قابل حل نیست مگر با اصلاح نظام مدیریت کشور و حل مشکلات پیچیده و پرشمار آن.
  •   در برنامه های چهارم و پنجم توسعه احکامی درخصوص افزایش بهره وری پیش بینی شده بود ( ماده 79 برنامه پنجم توسعه ) که با توجه به عدم طراحی سازوکارهای لازم درحدّ یک خواسته و آرزو باقی ماند.
  •   متاسفانه سیستم های اداره کشور، گرفتار نوعی بیماری با عنوان " ناکارآمدی فساد پذیر " شده است که می توان به سه ویژگی اصلی آن اشاره کرد:

                  1.تعدّد کارگزاران ( افراد زیادی در تخصیص منابع دخالت دارند )

                  2.اولویت داشتن نظرات شخصی کارگزاران در مقایسه با قانون و دستور عمل ها

                  3.نبود سیستم جامع برای رصد کردن برنامه ها و اقدامات  ( تکنولوژی ضعیف )

در چنین سیستمی نمی توان اختصاص بهینه منابع را انجام داد و کارآمدی و بهره برداری به حداقل می رسد و ... .

  • اصلاح مدیریت در کشور فقط به آنچه که اشاره شد  خلاصه نمی شود و مواردی از قبیل اصلاح نظام حاکمیتی بنگاه ها و ایجاد یک سیستم یا نظام منسجم و همساز که اجزاء و مولفه های مختلف آن در تعامل و هم افزایی قرار داشته باشند اولویت بسزایی دارد.
تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۰۶