اخبار

گفت‌وگوی ماهنامه اندیشه پویا با دکتر محمدعلی نجفی، دربارۀ کارنامۀ دولت در چهار سال گذشته و وعده‌های مطرح‌شده در رقابت‌های انتخاباتی

رقیب روحانی: پوپولیسم فریبکار ( قسمت اول )

 

به‌رغم رأی‌ عدم اعتمادی که از مجلس گرفت، همچنان یکی از ژنرال‌های دولت روحانی است. محمد‌علی نجفی، مشاور رئیس‌جمهور، که اکنون با استعفا از دولت، در مقام هدایت و ریاست ستاد فرهنگیان روحانی قرار گرفته، یکی تکنوکرات دانشگاهی است که ترجیح می‌دهد با عدد و رقم از کارنامۀ دولت یازدهم دفاع کند. گفت‌وگو با او یک روز قبل از اولین مناظرۀ کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری انجام شد؛ مناظره‌ای که به جدال‌های انتخاباتی سرعت و حدت بیش‌تری بخشید. اما این‌ گفت‌وگو حتا اگر پس از آن مناظرۀ انتخاباتی انجام می‌شد، با متانت و آرامشی که دکتر نجفی در گفتار و رفتار سیاسی‌اش دارد، احتمالا از چارچوب همین نکته‌هایی که در این گفت‌وگو می‌خوانید، فراتر نمی‌رفت. او با آمار و منطق نشان می‌دهد که رقیب روحانی به دنبال جذب رأی مردم با شعارهای فریبکارانه است؛ و اگرچه از کارنامة دولت دفاع می‌کند، اما وعده می‌دهد که روحانی دوم، حتما متفاوت از روحانی اول خواهد بود.

-        چهار سال پیش که دکتر روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری به پیروزی رسیدند، شرایط جهانی بسیار متفاوت بود. موج پوپولیسم در جهان فراگیر نشده بود، برکسیت اتفاق نیفتاده بود و ترامپ در امریکا بر سر کار نیامده بود. رأی به دکتر روحانی، رأی به اعتدال و عقلانیت، در برابر پوپولیسم اقتدارگرای احمدی‌نژاد بود. اما امروز که پوپولیسم در حال تبدیل شدن به یک موج غالب در کشورهای اروپایی و امریکاست، ما نیز با ظهور قوی‌تر پوپولیسم در رقابت‌های انتخاباتی روبه‌روییم. طرح شعارهایی همچون این‌که یارانه‌ها را برای دهک‌های پایین سه برابر می‌کنیم، یارانۀ ۲۵۰ هزارتومانی بیکاری می‌دهیم، پنج تا شش میلیون اشتغال در چهار سال ایجاد می‌کنیم، بدون توجه به الزامات و امکانات و تأثیرات تورمی‌ای که اجرایی کردن این وعده‌ها می‌تواند داشته باشد، نشان می‌دهد که برخی کاندیداها صحنۀ انتخابات را مسابقه‌ای می‌بینند که راه پیروزی‌اش از تهییج توده‌ها می‌گذرد. از این حیث به نظر می‌رسد آقای روحانی شرایط سختی را در این انتخابات پیش رو دارند. چهار سال پیش، گفتمان اصلاح و اعتدال به مصاف یک پوپولیسمِ ازنفس‌افتاده می‌رفت، اما حالا گفتمان اصلاح و اعتدال با یک پوپولیسمِ تازه‌نفس روبه‌روست که می‌خواهد با وعده‌های بی‌پشتوانه، نتیجۀ مسابقه را به نفع خود رقم بزند. به نظر شما برگ برندۀ آقای روحانی در مقابله با این موج پوپولیستی چیست؟

من ترجیح می‌دهم اسم آنچه را دارد اتفاق می‌افتد پوپولیسم فریبکار بگذارم. در سطح تئوریک بحث‌هایی مطرح است مبنی بر این‌که پوپولیسم به‌خودی‌خود بد نیست، و پوپولیسم اگر مبتنی باشد بر خواست مردم و پاسخگویی به اصلی‌ترین نیازهای آن‌ها باشد خوب است. نمی‌خواهم وارد این بحث تئوریک بشوم که آیا می‌توان از پوپولیسم مثبت در کنار پوپولیسم منفی سخن گفت یا نه. در تعریف کلاسیک، پوپولیسم با یک بار معنایی منفی، به معنای فریب دادن مردم با شعارهایی بوده است که آن‌ها را در لحظه تحت تأثیر قرار دهد و رأی و نظرشان را به سمتی جلب یا از سمتی دور کند. اما برخی اندیشمندان با تعریف جدیدی از پوپولیسم، از پوپولیسم مثبت هم سخن می‌گویند. با فرض این‌که بتوان از پوپولیسم مثبت و منفی سخن گفت، برای این‌که مشخص باشد، در نقد چه افرادی سخن می‌گوییم، من قید فریبکار را به این افراد اضافه می‌کنم. همان‌طور که اشاره کردید امروز پوپولیسم تبدیل به یک شر و آفت برای همۀ دموکراسی‌های جهان شده است. از ریاست‌جمهوری ترامپ در امریکا تا رأی بیست‌درصدی و بالای خانم لوپن در فرانسه به عنوان یک ناسیونالیست افراطی ضد مهاجرین و مسلمانان، تا مواضع خانم ترزا می و آنچه در انگلستان اتفاق افتاد، نشانه‌هایی هستند از این‌که پوپولیسم امروز همۀ دموکراسی‌های دنیا را مورد تهدید قرار داده است. این یک زنگ خطر است. و به نظر من در انتخابات پیش روی ایران نیز واقعاً یک چالش بزرگ برای آقای روحانی است و یک امتحان بزرگ است برای مردم تا نشان دهند که آگاهی و بینش سیاسی و درک عمومی‌شان از مسائل کشور چقدر تحت تأثیر شعارهای پوپولیستی قرار می‌گیرد و چقدر قرار نمی‌گیرد. بگذارید به برخی ادعاهای مشخص بپردازیم تا منظورمان روشن‌تر شود. برای مثال، وعدۀ پرداخت ۲۵۰ هزار تومان به بیکاران داده شده است. به منظور اجرای این وعده، بیکاران باید در سامانۀ موردنظر آقایان ثبت‌نام کنند؛ حال فرض کنید سه میلیون بیکار در کشور داشته باشیم، و به محض دعوت از بیکاران برای ثبت‌نام، علاوه بر آن سه میلیون نفر، حداقل یک میلیون نفر از کسانی که جویای کار نیستند ــ همچون خانم‌های خانه‌دار یا کسانی که به رغم فارغ‌التحصیلی نمی‌خواهند کار کنند و احتمالاً از محلی دیگر درآمد دارند ــ هم در سامانه ثبت‌نام کنند. بنابراین با فرض ثبت‌نام چهار میلیون نفر ‌در این سامانه، هر ماه هزار میلیارد تومان به این افراد باید پرداخت شود، و این یعنی دوازده هزار میلیارد تومان در یک سال. کسانی که عدد و رقم سرشان می‌شود می‌فهمند که این اتفاق یا غیرممکن است ــ که به نظر من غیرممکن است ــ یا اگر میسر باشد لطمات کوتاه‌مدت و میان‌مدتش به نظام اقتصادی و اجتماعی کشور بسیار زیاد است؛ آن‌قدری که اگر مردم به واقعیت این لطمات پی ببرند حاضر نمی‌شوند به چنین اعانه‌ای تن بدهند. وعدۀ دیگر، دو و نیم برابر کردن درآمد ملی است. کارشناسان مختلف دراین‌باره صحبت کردند و نشان دادند که لازمۀ این ادعا، متوسطِ رشد اقتصادی 25 تا 26 درصد در چهار سال آینده است و روشن است که این اتفاق غیرممکن است، چون در جهان، عالی‌ترین عملکرد اقتصادی در سی سال اخیر، عملکرد چین بوده است که در یک دورۀ ده‌ساله توانسته رشد اقتصادی ده تا دوازده درصد را تأمین بکند. رشد اقتصادی 25 یا 26 درصد آن هم برای یک دورۀ چهارساله و به صورت متوالی و مستمر، از نظر اقتصاددانان و ریاضی‌دانانی که حداقل اطلاعات را از مسائل آماری دارند به یک شوخی شبیه است.

-        اما کسی که این شعار را مطرح می‌کند، نگران اثبات محال بودن ادعایش به لحاظ ریاضی و اقتصادی نیست؛ که اگر بود چنین ادعاهایی را مطرح نمی‌کرد. از همین‌رو پرسیدم که برگ برندۀ آقای روحانی در مقابله با این موج پوپولیستی چیست؟

همین‌طور است که می‌گویید. البته وقتی محاسبات ریاضی و اقتصادی نشان داد که این ادعاها فریبکارانه است، بعضی از کارشناسان اطراف آقای قالیباف مطرح کردند منظور دو و نیم برابر کردن درآمد دولت بوده است. البته که آقای قالیباف خیلی روشن گفته‌اند درآمد کشور را دو و نیم برابر می‌کنم، اما حتا دو و نیم برابر کردن درآمد دولت هم میسر نیست. مگر این‌که قیمت دلار را تا ده هزار تومان بالا ببرید که یکباره درآمد دولت از محل فروش نفت دو و نیم برابر شود. کاملاً روشن است که تحقق این حرف‌ها از نظر کارشناسی غیرممکن است. به قول یکی از استادان دانشکدۀ عمران دانشکدۀ فنی، بخش عمده‌ای از مهندسیِ عمران چهار عمل اصلی است؛ یک مهندس در درجۀ اول کافی است ارقامی را که با آن مواجه هست ضرب و تقسیم کند. کسانی که چنین شعارهایی می‌دهند نشان‌ داده‌اند که از انجام چهار عمل اصلی هم عاجزند. می‌گویند که «طرفداران دولت می‌گویند پنج میلیون شغل را نمی‌شود ایجاد کرد در حالی که باید بگوید ما نمی‌توانیم». من می‌خواهم بگویم که دولت نمی‌گوید نمی‌شود، می‌گوید اگر لوازم و الزامات را فراهم کنیم و به آن پایبند باشیم، می‌شود. با شرایط امروز کشور نمی‌شود، اما می‌شود کاری کرد که بشود. و اتفاقاً دولت می‌تواند، اما شما نمی‌توانید پنج میلیون شغل ایجاد کنید. چرا نمی‌توانید؟ برای این‌که ایجاد پنج میلیون شغل در چهار سال ــ یا به ادعای آقای رئیسی که دست بالاتر را گرفته‌اند ایجاد شش میلیون شغل در چهار سال ــ کار کمی نیست. ایجاد این تعداد شغل الزاماتی دارد و اتفاقاً شما در سیاست‌های دیگرتان همۀ آن الزامات را رد می‌کنید. یکی از آن الزامات، ارتباط با دنیا و استفاده از سرمایه و تکنولوژی جهانی است. شما که هر سرمایه‌گذار خارجی را عامل نفوذی می‌دانید چطور می‌توانید سرمایۀ خارجی جلب کنید که ایجاد شغل کند. یکی از الزامات ایجاد شغل بیش‌تر، پیدا کردن بازار برای تولیدات داخلی و دستیابی به بازارهای جهانی است. شما که به همان دلیل اول، اهل این کار نیستید. شما که طرفداران و اطرافیان و بعضی از نهادهای پشتیبان‌تان مرتباً افرادی را به دلایل مختلفِ واهی و غیرواهی بازداشت می‌کنند و بگیر و ببند راه می‌اندازند، چگونه امنیت سرمایه‌گذاری در داخل را تأمین می‌کنید؟ برای چند نفر از کارآفرینان و سرمایه‌گذاران کشور در همین سال‌های اخیر مزاحمت ایجاد شده و بازداشت شده و بعد از چند ماه گفته‌اند اشتباه شده و با معذرت‌خواهی ماجرا فیصله پیدا کرده است؟ عملکرد این مجموعه روشن است، و با این عملکرد نمی‌توان پنج میلیون شغل ایجاد کرد. در سال‌های تحریم جذب سرمایۀ خارجی در حد سالی یک میلیارد بود، اما مطابق آمارهای رسمی در یک بازۀ زمانی پانزده‌ماهه، از دی‌ماه 13۹۴ تا پایان 13۹۵، حدود چهارده و نیم میلیارد دلار قرارداد برای جذب سرمایۀ خارجی بسته شده است. این نشان می‌دهد که ما اگر تواناییِ استفاده از شرایط پسابرجام را داشته باشیم و اگر وارد یک تعامل و گفت‌وگوی سازنده و رابطۀ تجاری و اقتصادی درست با دنیا بشویم می‌توانیم سرمایۀ زیادی جذب کنیم. بنابراین، شرایط پسابرجام چه‌بسا اجازۀ رسیدن به رقمِ پنج میلیون اشتغال یا رسیدن به رشد اقتصادی متوسط هشت درصد را فراهم کند؛ اما به شرطها و شروطها. متأسفانه مخالفین دولت صرفاً برای این‌که دولت را تخریب کنند مرتباً به مطالبات معیشتی و اقتصادی مردم دامن زنند. من نمی‌خواهم بگویم وضع مردم از نظر اقتصادی خوب است. اما هر کاری که دولت برای بهبود شرایط انجام دهد باز هم آن‌ها مطالبات بزرگ‌تری را مطرح می‌کنند تا بگویند کاری نشده و ما اگر بودیم بیش‌تر و بهتر انجام می‌دادیم. شرایطی را در جامعه ایجاد کرده و عطش کاذبی میان مردم به وجود آورده‌اند؛ با این هدف که مردم ببینند چه کسی بیش‌تر می‌دهد تا سراغ او بروند. وعده‌هایی در بحث اشتغال و تأمین اجتماعی و پرداخت نقدی و افزایش یارانه‌ها به مردم داده می‌شود که برای کشور بسیار خطرناک است. آینده‌نگری در مردم برای توسعه و امنیت پایدار در کشور ممکن است تحت تأثیر همین وعده‌های روزمرۀ پوپولیستی قرار بگیرد که لحظه را در نظر می‌گیرد و می‌خواهد هیجان لحظه‌ای ایجاد کند برای گرفتن رأی مردم...

-        ... و واقعیت این است که مشکلات معیشتی و دست و پنجه نرم کردن با بیکاری، می‌تواند این شعارها را فارغ از امکان یا عدم امکان تحقق‌شان، جذاب جلوه دهد.

این نگرانی هست که به همین دلیل بخشی از مردم در روز رأی‌گیری منطق و عقلانیت را مقداری فراموش کنند و بر اساس آنچه می‌شنوند ــ حتا اگر اطمینان کامل به آن نداشته باشند ــ رأی بدهند؛ با این نگاه که حالا رأی می‌دهیم ببینیم چه می‌شود. این واقعاً نگرانی و بلیه‌ای است که ممکن است کشور را دچار تبعات خودش بکند. و تعجب من از این است که چرا اقتصاددانان کشور تا به امروز سکوت کرده‌اند. چرا فریاد نمی‌زنند و اعلام نمی‌کنند که این وعده‌ها دروغ است و اگر بخشی از آن‌ها هم بخواهد عملی شود اقتصاد کشور را بیش از امروز با خطر مواجه می‌کند و چه‌بسا ساختارهای اقتصادی کشور را از بین ببرد. یکی از کارهای مهمی که آقای روحانی و طرفداران عقلانیت در کشور، در این مدت باقی‌مانده تا انتخابات بر عهده دارند همین است که مردم را از خطر پوپولیسم فریبکارانه آگاه کنند. باید مردم را توجیه کنند که بخش عمده‌ای از آنچه گفته می‌شود عملی نیست و اگر عملی شود منجر به از بین رفتن بسیاری از ساختار اقتصادی کشور می‌شود.

-        یکی از موضوعاتی که هدف حملۀ رقبا و منتقدان آقای روحانی قرار گرفته، رکود در اقتصاد ایران است. به نظر شما خروج از رکود در آیندۀ کوتاه‌مدت ممکن است؟ و اگر ممکن است الزامات خروج از رکود چیست؟

دو سال است که ما به صورت متوالی رشد مثبت داریم؛ بنابراین از نظر علمی نمی‌شود گفت که اقتصاد کشور دچار رکود است. آنچه می‌شود گفت این است که بخش‌هایی از اقتصاد کشور دچار رکود است. بگذارید چند مثال بزنم. در سال 1391، ما 218 ‌هزار تن آلومینیوم تولید می‌کردیم و در سال 1395 این رقم به 340 هزار تن رسیده است. در سال 1391 تولید محصولات پتروشیمی 1/41 میلیون تن بوده و در سال 1395 به 6/50 میلیون تن رسیده است. تولید فولاد از 8/14 میلیون تن در سال 1391 به 3/18 میلیون تن در سال 1395 رسیده است. تولید سواری و وانت و ون در سال 1391، ۹۰۶ هزار دستگاه بوده و در سال 1395 به یک میلیون و ۳۰۰ ‌هزار دستگاه رسیده است. بخش عمده‌ای از این محصولات در داخل مصرف شده و این یعنی تقاضایی وجود داشته و بخش‌هایی از صنعت و بخش‌هایی از ساخت‌وساز به جریان افتاده است. بنابراین در بسیاری از بخش‌ها از جمله در بخش کشاورزی و خدمات ما از رکود خارج شده‌ایم. البته همۀ این‌ها در مقایسه با سال‌های 1391 و 1392 است والّا ما با یک جهش اقتصادی یا یک رونق واقعی هنوز فاصله داریم. ما در بخش مسکن رکود داریم و متأسفانه این رکود به بقیۀ بخش‌ها هم لطمه می‌زند. واقعیت این است که ما نتوانستیم مسکن را آن‌طور که باید از رکود خارج کنیم که علتش هم به سیاست‌های غلط گذشته و تعداد زیاد مسکنی که بدون تقاضا ایجاد شد و حباب قیمتی که در بازار مسکن به وجود آمد برمی‌گردد. اخیراً آقای آخوندی در دولت گزارش دادند که پنجاه میلیارد دلار سرمایۀ کشور در بخش مسکن متوقف است. یعنی مسکنی است که تولید شده اما استفاده‌ای از آن نمی‌شود و در اقتصاد کشور به صورت راکد مانده و مثل مطالبات غیرجاری بانک‌ها شده است. تصور کنید پنجاه میلیارد دلار از پول کشور یک‌جا بلوکه ‌شود؛ طبیعی است که عبور از این مشکل خیلی سخت است. اما آیا می‌شود بخش مسکن را که یک بخش پیش‌برنده است دچار تحول و تحرک کنیم؟ به نظر من می‌شود و دولت برای خروج مسکن از رکود در چهار سال آینده برنامه دارد. اما این‌طور نیست که ما در پایان چهار سال آینده بگوییم همه‌چیز در حد مطلوب است. ما برای حفظ رشد متوسط هشت درصد در سال‌های آینده نگرانیم. به‌خصوص این‌که ما در بخش نفت رشد قابل توجهی در سال گذشته داشتیم و امسال بخش نفت ما نمی‌تواند کمک قابل توجهی به سایر بخش‌ها بکند. لذا به نظر من کار سختی است، اما می‌شود. همان‌طور که ایجاد پنج میلیون شغل در چهار سال آینده هم می‌شود. اما باز هم تأکید می‌کنم که همۀ این‌ها الزاماتی دارد.

-        در صحبت‌های‌تان به لزوم سرمایه‌گذاری خارجی و ارتباط با بازارهای جهانی اشاره کردید. برخی از روشنفکران در یکی ـ دو سال گذشته از همین منظر به نقد دولت پرداخته و دولت را متهم کرده‌اند به یک نگاه نئولیبرالیستی که می‌خواهد اقتصاد ایران را زیر سیطرۀ بازار جهانی ببرد. حتماً این انتقادات را شنیده‌اید.

بله! واقعیت این است که ما اگر بخواهیم فقط متکی به سرمایه‌گذاری داخلی باشیم نمی‌توانیم رشد اقتصادی موردنظرمان را محقق کنیم. هم توسط سازمان برنامه و هم توسط وزارت امور اقتصاد و دارایی و هم توسط بعضی از نهادهای علمی و مستقل چند بار محاسبه شده و این یک پاسخ قطعی است که ما برای رشد هشت درصدی به چیزی حدود هشتصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در سال نیازمندیم. و شکی نیست که ما اگر همۀ امکانات داخلی یعنی بخش خصوصی، بخش دولتی و بانک‌ها را بسیج کنیم به سقف پانصد هزار میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری می‌توانیم امید داشته باشیم. یعنی در سال‌های آینده برای حفظ رشد هشت درصدی حداقل حدود سیصد هزار میلیارد تومان کسر سرمایه‌گذاری داریم. کسانی که انتقاد می‌کنند بگویند راه‌حل چیست اگر منابع خارجی نیست؟ حالا ممکن است بخشی از منابع خارجی اصلاً منابع ایرانیان خارج از کشور باشد که آن‌ها هم به این راحتی نمی‌آیند در ایران سرمایه‌گذاری کنند. ولی فرض کنید دولتی سر کار بیاید که اطمینان و اعتماد نسبی آن‌ها را جلب کند و مقداری هم وجدان ملی‌شان را به هیجان بیاورد. با این‌همه مگر چقدر می‌شود روی آن‌ها حساب کرد؟ نهایتاً دو یا سه میلیارد دلار. تلاش برای دسترسی به بازارهای خارجی و بازارهای صادراتی نه لیبرالیسم است و نه نئولیبرالیسم. موضوع درون‌زایی و برون‌گرایی و دسترسی به بازارهای خارجی در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی هم آمده است. لذا این انتقادات وارد نیست. امروز در همۀ دنیا رقابت و مسابقۀ سختی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی جریان دارد و ما اگر خودمان را از این رقابت کنار بکشیم پیشاپیش اعلام شکست کرده‌ایم. ما چاره‌ای نداریم جز این‌که از طریق دیپلماسی و تعامل هرچه گسترده‌تر با کشورهای مختلف دنیا و ایجاد روابط تجاری و اقتصادی قوی‌تر، در ارتباط با جذب سرمایۀ‌ خارجی تلاش کنیم.

-        با شرایط سیاسی که در داخل کشور وجود دارد چقدر این هدف‌گذاری، عملیاتی و ممکن است؟

خیلی‌ها نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد و در این چهار سالی که آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور بودند مانع‌تراشی کردند. بعد از توافق برجام شرایط تازه‌ای فراهم شد تا ما در ارتباط با دریافت سرمایه‌گذاری خارجی بحث کنیم، اما خیلی‌ها نمی‌خواستند این اتفاق بیفتد و کارشکنی‌هایی را در سطح وسیعی انجام دادند. نمونۀ بارزش حمله به سفارت‌خانه‌ها بود. اول کنسولگری عربستان در مشهد و بعد هم سفارت عربستان در تهران. مسائل مختلفی اتفاق افتاد که لازم نیست به آن‌ها اشاره شود. اما روشن است که یک عده می‌خواستند جلوی این روند را بگیرند. به رغم این تلاش‌ها، دولت توانست بخشی از شرکای خارجی خودش را به ارتباط گسترده‌تر اقتصادی و سرمایه‌گذاری بیش‌تر قانع کند. و من فکر می‌کنم که در چهار سال آینده این مسئله را با سرعت بیش‌تری می‌توان پیش برد. چرا که به‌خصوص در دو سال اخیر و بعد از برجام،‌ انگیزۀ بزرگ مخالفین دولت تحقق همان شعار یک دوره‌ای شدن ریاست‌جمهوری آقای روحانی بود. جالب این است که حتا آقای میرسلیم هم در صحبتی در مازندران صادقانه گفته بودند ما سه نفر آمده‌ایم فقط برای این‌که آقای روحانی نباشد. ان‌شاءالله اگر مردم در بیست‌ونهم اردیبهشت انتخاب درستی انجام دهند و آقای دکتر روحانی با رأی قوی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، قطعاً این مخالفان تا یک سال مانده به انتخابات بعدی قطع امید می‌کنند و تا 1399 دست از سر این دولت برمی‌دارند و کارها بهتر پیش خواهد رفت. البته مسائل بین‌المللی هم مؤثر است. با روی کار آمدن ترامپ در امریکا ما باید با یک دیپلماسی هوشمندانه و بسیار ظریف این مرحله را طی کنیم؛ نباید بی‌جهت با امریکا درگیری و تنش پیدا کنیم و باید اروپایی‌ها را قانع کنیم که از تهدیدات امریکایی‌ها نترسند و به همکاری با ایران ادامه دهند.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۱۸